ماه رمضان در اشعار حافظ
روزه هرچندكه مهمان عزيزاست اي دل
صحبتش موهبتي دان و شدن انعامي
ماه شعبان منه ازدست قدح كاين خورشيد
از نظر تا شب عيد رمضان خواهد شد
زان مي عشق كران پخته شود هرخامي
گر چه ماه رمضان است بياور جامي
زان باده كه در ميكده عشق فروشند
ما را دو سه پيمانه بده گو رمضان باش
ساقي بيار باده كه ماه صيام رفت
در ده قدح كه موسم ناموس و نام رفت
روزه يك سو شد و عيد آمد و دلها برخاست
مي زخمخانه به جوش آمده مي بايد خواست
یا ترك فلك خوان روزه غارت كرد
هلال عيد به دو قدح اسارت كرد
ثواب روزه و حج قبول آنكس برد
كه خاك ميكده عشق را زيارت كرد  چه مبارك سحري بود و چه فرخنده شبي
آن شب قدر كزين تازه براتم دادند
در شب قدر ار صبوحي كرده ام عيبم مكن
سر خوش آمد يار و جامي بر كنار طاق بود
شب قدر است و طي شد نامه هجر
سلام فيه حتي مطلع الفجر
آن شب قدري كه گويند اهل خلوت امشب است
يارب اين تأثير دولت از كدامين كوكب است
حافظ منشين بي مي و معشوقه زماني
كه ايام گل و ياسمن و عيد صيام است
|